تبليغاتX
گفتگوهای تنهایی - return
هر کسی توتمی دارد..و قلم توتم من است ..و قلم توتم قبیله ی من است.

خیلی ها امیدشون از این وبلاگ قطع شده

خودمم هم البته ایضا!

ولی میام..می نویسم..چون من بدون نوشته مثله مفهوم عددم تقسیم بر ۰ !

این روز ها می گذره..بزرگ ها پیر تر می شن و کوچیک ها بزرگ..

این روز ها با رنگ و بوی عادت می گذره..عادت کردیم که ببینیم زمان به سرعت برق در حال گذر باشه و ما مثل رعد با تاخیر به دنبالش بدویم..

کاش تاخیرمون در حد ثانیه بود !

خراب شدن hp خانوم و امتحانا بدجور بردتمون به غار ...

اما حالا برگشتم ..واسه خودم واسه دلتنگیای این صفحه..واسه بازدیدکننده های نامرئی

واسه ذوق کردن از کشف مخاطب..واسه خوشی لحظه..

نوشته شده توسط  در ساعت 9:24 | لینک  |