کاش دکتر به جای برگزاری اون کنسرت کذایی،با فقط پخش این آهنگ شبمون رو عوض می کرد...
" یک چشم من اندر غم دلدار گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست...
چون روز وصال آمد او را بستم...گفتم نگریستی ....نباید نگریست..."
" تو عشق زیبای منی..هم من توام ..هم تو منی..خشمین تویی..راضی تویی..هم شادی و هم درد و غم..لطف تو ثابت می شود...جان من عاشق می شود..."
" هم کوه و هم عنقا تویی...هم عروه الوثقی تویی....ای باغ و سرو و سوسنم..."
پ.ن: هر چی گشتم لینک مناسبی برای دانلود این آهنگ پیدا نکردم...
مرور می کنم ترانه هایش را...که شاید دین حضورشان را تنها صدای غمناک اصفهانی یارای پرداخت داشت...
" به یادت داغ بر دل می نشانم
ر دیده خون به دامن می فشانم..."
و اشعاری که در پس هر واژه اش٬مرد خسته ای را پیدا می کردی که از دردهایش٬درد پنهانت را دویاره بازمی یافتی..
"درد٬حرف نیست
درد٬نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟"
چقدر دلتنگم...چرا دوباره مرگ؟...چرا دوباره غم؟...
خداوندا! گفته بودند بهترین ها را می خواهی برای بنده هایت...بندگی مان سزاوارت نبود که بهترین هایمان را نزد خود خواندی؟
حرف های ما هنوز نا تمام
تا نگاه می کنی
وقت رفتن است
