تبليغاتX
گفتگوهای تنهایی
هر کسی توتمی دارد..و قلم توتم من است ..و قلم توتم قبیله ی من است.

دیروز بلاخره طلسم شکسته شد و با بچه های خرد رفتیم بیرون....۷ تا دختر...با ۷ تا تیپ مختلف....با ۷ عقیده ی متفاوت ...با مرور خاطرات بهترین سال های زندگی با هوایی که بوی بهار رو نیومده به تار و پودش گرفته بود...باخنده هایی از ته دل....برای منی که خسته از روز های یکنواخت و آدم های تکراری بودم، فرصتی برای نو شدن تکرار شد...

کی گفته بهترین سال های آدم تو دانشگاه سپری می شه؟...جایی که تنها فیلتر آدم ها ظرفیت خرخونیشونه من " نمی تونم " بهترین سال های عمرم رو بگذرونم...

جایی که حریم شخصی واسه کسی معنا نداره...جایی که پسر هاش خاله زنک ترین ها هستند...جایی که ایمان و تعصب مرزی نمی شناسه...من "نمی خواهم " روز هامو سپری کنم...

کنجکاوی ما به دریدن پرده های شخصی زندگی همدیگه از علاقه ی وافر ما به شنیدن صحبت های اطرافیانمون تو تاکسی یا کوه به شدت نمایانگر می شه..این رو دیروز از دعوت بچه ها به شنیدن حرف های جالب زن و شوهری میانسال ، هنگام پایین اومدن از کوه کشف کردم.

از علاقه ی عده ای به بازخونیه صندوق نامه ی کسی که فراموش به بستن پنجره ی ایمیلش کرده....از  شرارت های پنهان وجودی ِ " تک تک " ما....

برای ادعای فرهنگ تنها امضا جمع کردن برای محکومیت "۳۰۰" کافی نیست ، احترام گذاشتن به حریم خصوصی افراد بدوی ترین مثال فرهنگ است.

پیشاپیش نوروز باستانی مبارکتان باد

حول حالنا فراموشتان نشود!

نوشته شده توسط  در ساعت 17:36 | لینک  |