تبليغاتX
گفتگوهای تنهایی
هر کسی توتمی دارد..و قلم توتم من است ..و قلم توتم قبیله ی من است.

تا حالا شنیدین می گن در این مکان آشغال نریزید ؟!!!!

متاسفم که این پست یه پست سراسر اهانت به کسی میشه که نه می دونم کیه چون اونقدر شهامت نداره که بخواد از پشت اسامی پوشالی که هر روز تنوع می گیره بیاد بیرون....و نه می دونم مفهوم خزعبلاتی که تقریبا از اواسط کار این وبلاگ می نویسه و حالا به اوج رسوندتش چیه...

بسه...تمومش کن...اگه قبلا می گفتند قلم حرمت داره ..حالا باید بگن ..حرمت کیبورد رو با این اراجیف از بین نبر...

این که نظرات پس از تایید نمایش داده بشه اهانتی به آزادی است ...اما تو و امثال تو همون هایی هستید که نشون میدید علت عقب افتادگیه ملت ما ریشه اش از کجاس...

خواهش میکنم حداقل این حرفاتو برای من ترجمه کن...اشتباه اومدی برادر....شاید هم خواهر !...

رو دم بد کسی پا گذاشتی ....

نوشته شده توسط  در ساعت 11:5 | لینک  | 

تا حالا به هنجارهایی که بر نوع زندگی ما حاکمه و همه چیز رو تحت اشعاع خودش قرار می ده فکر کردید ؟این که این هنجارها از کجا اومدند وچه کسانی به خودشون اجازه ی ثبتش رو دادند.؟

کافیه کمی واضح تر به اطرافمون نگاه کنیم ، بی شک با ساده ترین حرکاتتون سنگینی سایه ی این هنجار ها ی اجتماعی رو بر روابط خودتون حس خواهید کرد و اونوقت به عنوان یه عضو نا هنجار درد وجدان خواهید گرفت.

صحبت با همکلاسیت تو دانشگاه هنوز چنان نگاه برانگیر است که دیگر توقعی از عامه ی مردم نمی رود.

و منی که خودم با این هنجارها رشد کرده ام نیز می توانم در جایگاه بیننده  به شکل علامت تعجب در آیم !

این که دوستی برات یادداشتی بذاره و دیگرانی که در گروه روشنفکران جای گرفته اند ، برداشت های بی ربط کنند ، خنده دار است.

این که کسی اعتقادات تو را فقط به خاطر بیرون بودن چند تار مو ،به سخره بگیرد و خداگونه از قطعی بودن ضلالتت خبر دهد، تو را از نادانی بی انتهایی در این عرف با خبر می کند...

این که دفاع کردن از حقوقت، مظلوم نبودن وکمی اعتماد به نفس داشتن برابر با گستاخی و بی پروایی در نظر گرفته شود و دیگران را وادار به عکس العمل در برابرت کند ، همگی حاکی از نشانه هایی است که با اندوهی طولانی فاصله ی ما را با جوامع پیشرفته مشخص می سازد.

نوشته شده توسط  در ساعت 20:30 | لینک  | 

اگه به ساعت این پایین نگاه کردی و دیدی ۱ هم نشده و باز واسه من نصفه شبه تعجب نکن ٬ خانوم مرغه ساعت خوابش رسیده به قبل ۸ !

این که یهو نصفه شب از خواب بپری و هوس کنی آنلاین شی ،هم خاطره ایه واسه خودش که هر چند یه بار تولید میشه !

وقتی چشمات دارن کور می شن و حروف دنبال همسایه هاشون می گردن واسه چسبیدن !

این که یه عالم فکر یهو بریزه تو ذهنت و هیچ کی رو نداشته باشی تا بیدارش کنی و بهش بگی...

فرض کن !

پاشو!...یالله پاشو ببین چی می گم !....

می دونستی آدما خیلی اوقات برای جلب توجه ٬برای خودشون هویت های خیالی می سازن و گاهی اوقات چنان پرورشش می دن که خودشون هم قاطی می کنن که حالا کی ٬ کی بود !

بعضیا مثل یکی از دوستای قدیم من ٬ چنان این کار رو با مهارت انجام می دن که اون اشخاص تخیلی میشن عضوی جدید از خونوادشون ..و بعضی ها مثل همین آدمای بی ارزش اطراف ٬ اون قدر ناشیانه توهم می زنن که آدم به خودش شک می کنه !

شک می کنه که نکنه تا حالا دو تا گوش دراز داشته و خودش بی خبر بوده !

طرف یه آقای سیبیل کلفته ٬ میره واسه خودش آیدی دخترونه می سازه ...پروفایل می سازه...نظر می ده و ایده آل هاشو از دهن یکی مجازی تر از خودش به خورد ملت می ده !

آهااااااااااای ! با تو ام !...خود تو !..

اگه یه ساعت دیگه طاقت بیارم ٬ اجتمالا نارنجی پوش های شهرداری اولین مخاطبام خواهند بود !

 

نوشته شده توسط  در ساعت 1:7 | لینک  |