تبليغاتX
گفتگوهای تنهایی
هر کسی توتمی دارد..و قلم توتم من است ..و قلم توتم قبیله ی من است.

من واقعا شرمندم!!!

علت این همه تاخیر این بود که کلمه ی کاربریمو فراموش کرده بودم!!!

تو این مدت که نمی تونستم بیامو مطلب بنویسم کلی هم انگیزمو از وبلاگ نوشتن از دست دادم...مثل هزار تا کار دیگه که همیشه با شور و اشتیاق شروعشون می کنم و کلی ایده واسه به پایان رسیدنشون دارم و با گذشت مدتی نه چندان دراز دلمو می زنه!!

نمی دونم شاید دوست داشتم اون حس نوستالژیکی که در اثر وبلاگ قبلیم( خدایش بیامرزاد!!) توم بوجود اومده بود رو آروم کنم یا که شاید دغدغه های تنهاییامو به ملا عام بذارم...( چه کار مزخرفی )

چند وقت پیش به نتیجه ای بکر رسیدم که واسم خیلی جالب بود که چطور تا حالا بهش نرسیدم!!!

به نظر من ( -جای بزرگمهر خالی که بگه نظر تو هیچ اهمیتی نداره !!-) تنهایی جزء انکار ناپذیری از حریم خصوصیه آدماست و همون طور که آدم ها اجازه ندارن پا به حریم شخصیه آدمای دیگه بذارن به همون دلیل هم نمی تونن پا به قلمرو تنهایی یه آدم بذارن ...واسه همینه که خیلی وقتا با وجود بودن یک همدم ، یک مونس در کنارت بازهم احساس می کنی که تنهایی و هنوز هم حرفایی داری برای نگفتن ...و تلاش برای یافتن کسی که بتونی خلأ تنهایی هاتو باهاش پر کنی تلاشی عبث خواهد بود...

پروردگار غرق در رحمتش کنه اونی رو که گفت :(( حرف هایی است برای نگفتن ، و ارزش هر کس به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ))

پ.ن: از همی کسی که نظریدن متشکرم..فقط خواهشا از نوشتن (( بسیارخوب بود ، سری هم به ما بزن که جمله ی اول فقط برای درج جمله ی دومه خودداری کنید ))

 

 

نوشته شده توسط  در ساعت 20:10 | لینک  |