تبليغاتX
گفتگوهای تنهایی
هر کسی توتمی دارد..و قلم توتم من است ..و قلم توتم قبیله ی من است.

 

 

زمان می گذرد..همیشه می گوییم که این خاطره ها هستند که در پس پرده های ذهن پنهان می شوند و در اخر ارام و بی صدا مدفون می گردند..اما هیچ وقت گذر لحظه ها انباشته شدن عهدهایمان را تداعی نمی کند..عهدهایی نا گفته و پیمان هایی در خفا بسته..که هر یک یادگاری است از یک رنج از یک درد و شاید هم زجر..براستی دلیل این فراموشی چیست ؟ کجاست ان تلنگری که بیاید و هشیارمان کند که در پس تمام کامیابی ها قراری نهفته است از برای خدمت و نه برای لذت...کجاست ان غریوی که در وجودمان فریاد کشد تا که شاید قهقه های مستانه ی شادی هایمان را بپوشاند و به یادمان بیاورد ان عهد های مدفون گشته را...

خدا.انسان و عشق

این است "امانتی" که بر دوش ادم سنگینی می کند

و این است ان پیمانی

که در نخستین بامداد خلقت با خدا بستیم.

و خلافت او را در کویر زمین تعهد کردیم.

ما برای همین هبوط کردیم.

و این چنین است که بسوی او باز می گردیم.

                                                                             دکتر علی شریعتی

نوشته شده توسط  در ساعت 0:22 | لینک  | 

امده ام تا بگویم هر انچه را که باید گفت و بخوانم و بدانم هر انچه را که باید خواند و دانست.

نوشته شده توسط  در ساعت 20:0 | لینک  |